ابن البلخي
21
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )
دنبال آنچه گذشت ، شرحى جالب نظر ، در ورق 62 ب از قضات فارس [ 2 ] به ميان مىآيد كه سپس دوباره بدان مىپردازيم و سپس در ورق 63 ب ، بخش جغرافيايى ( كه ترجمه آن در ذيل مقدّمه خواهد آمد ) آغاز مىشود و با ذكر منازل راه در ورق 83 ب ، [ 3 ] پايان مىپذيرد . مؤلف بعدها برمىگردد به موضوع تاريخ فارس در ورق 87 الف و دربارهء قبيلههاى شبانكاره و كردها شرحى بيان مىكند كه تفصيل اين احوال تقريبا هم عصر تاريخ وى ، حايز اهميت است زيرا به ذكر وقايع و شخصيّتهايى مىپردازد كه ظاهرا در جاى ديگر مورد توجّه واقع نشده است [ 4 ] . سپس خلاصهاى از ماليات فارس را تا زمان مؤلف مىآورد كه مقدارى از آن نيز از مواد تازه به شمار مىرود زيرا مؤلف چنان كه پيش از اين گفتهايم از خاندان مستوفيان بود و آنچه نوشته اطلاعات دست اول بوده است . [ 5 ] سرانجام ورق 90 ب نسخهء خطّى با يادداشتى مختصر پايان مىگيرد با شرح روزگار آخرين فرمانروايان خاندان بويه در فارس و روى كار آمدن سلاطين سلجوقى . « در صفحات آتى ترجمه كاملى از بخش جغرافيايى به دست خواهم داد امّا پيش از پرداختن بدين مطلب ، بىفايده نيست خلاصه كردن آنچه مؤلف ما دربارهء اشخاص و وقايعى آورده است كه بلافاصله قبل از زمان او وجود داشتهاند ، بخصوص شرحى كه دربارهء عشاير كرد و شبانكاره بيان مىكند كه روزگارى پس از آن نام خود را به بخش شرقى ايالت فارس پيرامون دارابجرد دادند . در اينجا خواننده به خاطر مىآورد كه پس چه خبر از نيمهء قرن چهارم ( دهم ميلادى ) يعنى يك قرن و نيم قبل از زمان مؤلف ما ، عصر آل بويه كه در روزگار پادشاهى عضدّ الدوله از 338 - 372 ( 494 - 82 ) به اوج عظمت رسيده بودند . با اين همه در نيمه سدهء بعدى ، اين